7 ماهگی و اولین مسافرت زمینی
سلام عزیزای دل مامان که خیلی شیطون شدید و منم چون دست تنها هستم وقت نمیکنم بیام وبتون آپ کنم واماااااااااااااا
اول اینکه برسام چون سرش سبوره داشت مجبور شدیم موهاشو کچل کنیم اما من دوست نداشتم یهو دیدم بابا حسین رفته موزرشو برداشته و داره ترتیب سر برسام و میده منم اومدم تو اتاق و هاج واج نگاهش کردم و دیگه نتونستم جلوشو بگیرم چون یکم از موهاش زده بود و قند عسلم حسابی شیک شده بود اینم عکس اولین اصلاح خونگی توسط بابا حسین جون

اینم عکس شیر کوچولوی مامان بعد از اصلاح داره موش موشک بازی میکنه

وم اینکه با بابا تصمیم گرفتیم بریم سفر اونم با دوتا نینی 7 ماهه بابا حسین رفت 2 تا صندلی ماشین مارک گراکو خرید رنگ قرمز و مشکی واسه برسین و سورمه ای و طوسی برای برسام البته الان عکسشو ندارم توی اولین فرصت میگیرم
بعد اینکه چون دست تنها بودم خاله سارا قرار شد باهامون بیاد که کمک من باشه صبح زود راه افتادیم و برسام جیگری رو توی صندلیش گذاشتم خیلی پسر خوبی بود اما تا یکساعت اول بعد که خسته شد برسین گذاشتم چون خاله سارا پشت نشسته بود بابا فقط صندلی برسام وصل کرده بود که خاله بتونه بشینه خلاصه اینکه همش در حال رفتن تو صندلی و اومدن بیرون بودید منو خاله از کت و کول افتادیم هوا که تاریک شد برسام زد زیز گریه و اصلا ساکت نمیشد ترسیده بود قربونش بشم که اولین تجربه ماشین سواریش تو جاده بود بلاخره رسیدیم شیراز
اینم برسین کچل مامان توی صندلی داداش برسام نشسته

آقا برسام توی پارک توی بغل بابایی

کارهایی که این ماه برسین جون یاد گرفته
خانم گل وقتی که لالا میکنه که بروی شکم بره مثل داداش جونش تمام تختو بهم میریزه و رختخوابشو موچله میکنه . چهار دست و پا میشه روی زانو و فنری میکنه خودشو . موش موش میشه . عقب عقب رفتنش سریع تر شده و میره زیر مبل .
کارهای آقا داداش
روزی که 6 ماهگیش تمام شد یاد گرفت که روی دوتا زانوهاش تکیه کنه وآماده بشه واسه چهار دست وپا رفتن و جلو اومدنو داره تمرین میکنه ومیاد تمام وسایلمو بهم میریزه منم تمام وسایل تزیینی روی زمین و برداشتم تا دم آشپزخونه میاد مهمونی 5 شهریور هم اولین باری بود که پاشو توی دهنش گذاشت وقتی هم میخوام چیزی رو یادداشت کنم میخواد خودکارو از دستم بگیره


7 ماهگی و اولین مسافرت زمینی
